پلیمرکاران (صنعت لاستیک)
سامانه پیامک: 09126911494 
نويسندگان

مقدمه :

شش سیگما ( 6δ ) یک نگرش کیفی مشتری گرا، واقعیت گرا، داده گرا، نتیجه گرا، با مبنا و ساختار پروژه ای، مدیریت پروژه و مدیریت فرآیند است که می تواند به وسیله هر شرکت کوچک یا بزرگی بکار گرفته شود. متدولوژی  شش سیگما راه دستیابی به بهترین هدف را هموار می سازد. این هدف از طریق کاهش هزینه ها همراه با ایجاد امکان تولید کالاها و خدمات دارای سطح کیفیت بالا تحقق می یابد. از طریق کاهش ایرادات، خطاهای فرایند یا خطای صفر، رضایت مشتری تضمین  می گردد.

 

مفهوم شش سیگما:

آنچه در مفهوم شش سیگما مستتر است را می توان در اصول ذیل خلاصه نمود:

·     هوشمندانه کارکردن نه فقط سخت کارکردن.

·     بهبود کیفیت و کاهش هزینه ها.

·     ابزاری برای کاهش نوسانات ( تغییرات).

·     روشی بر اساس فرإیند حل مساله

·     چشم اندازی برای محصولات و خدمات عالی

·     ارج نهادن به مشتریان

·     مقایسی برای مقایسه سازمانهای جهان شمول

·     هدفی برای تقویت بنیه رقابتی سازمان

شش سیگما تلفیقی از مدیریت کیفیت و مهندسی سیستمهاست که اصول فوق را پوشش می دهد. آنزمان که سازمان با استفاده از ابزارهای مختلف کیفیتی مانند، کایزن، کنترل کیفیت، اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه مشکلاتی را در سطوح پایین ( از نظر امکان شناسایی و قابلیت برطرف نمودن و ... ) شناسایی و رفع نمود، برای حل مشکلات ریشه ای و مزمن از متدولوژی شش سیگما، استفاده می نماید. هرچه که سطح سیگما بالاتر می رود لازم است یک افزایش نمایی در کاهش نقص ها ایجاد شود، به طوریکه با رفع مشکلات محدود و ریشه ای که با ابزارهای ساده کیفی قابل شناسایی و حل نمی باشند، سطح سیگما افزایش می یابد.

رسیدن به سطح شش سیگما یک چشم انداز است و هنوز شرکتهای مطرح در استفاده از این روش، قادر به دستیابی به سطح شش سیگما نبوده اند. در هر حال افزایش سطح سیگما منجر به ایجاد بهبودهای چشمگیر در افزایش کیفیت و کاهش هزینه های سازمان شده و بهبود مستمر را به نحوی مطمئن پایه ریزی کرده است. سیگما به عنوان معیاری جهت محک زدن میزان پراکندگی جامعه شناخته شده است و فلسفه شش سیگما بر اساس کاهش نوسانات و تغییرات پایه گذاری شده است. شش سیگما بیان کننده محدوده ای از مقادیر متغیر های تصادفی با توزیع نرمال می باشد به طوریکه انتظار می رود 73/99 % از کلیه مقادیر در محدوده سه سیگما از دو طرف مقدار میانگین جامعه آماری قرار گیرد(شکل 1). ایرادات کیفی از طریق یک علت ریشه ای به نام نوسان بروز می کنند. برای بهبود کیفیت لازمست نوسانات اندازه گیری شوند، کاهش یابند و پیشگیری شوند. کلیه مراحل اجرای پروژه های شش سیگما به دنبال این هدف تبیین یافته اند.

شکل 1- توزیع نرمال تغییرات فرآیند

در صورتیکه فرآیند در سطح 3 سیگما انجام شود نرخ ایرادات برابر با 27/0% ( 2700 ایراد در هر میلیون واحد تولید شده)  خواهد بود. در اینحالت با تغییر میانگین فرآیند به اندازه 5/1 سیگما  که جز ماهیت هر فرآیند می باشد، تنها 32/93% از سطح زیر منحنی در حدود مشخصه قرار خواهد گرفت و این به معنی وجود 66000 عیب در هر میلیون است( شکل 2) . بنابر این باقی ماندن درسطح 3 سیگما  ایجاد محصول بدون ایراد را تضمین نمی نماید.

 

شکل 2- فرآیتد شش سیگما با انتقال به اندازه 5/1 سیگما

 

 

با کاهش نوسانات به اندازه‌أی که متوسط تعداد ایرادات 002/0 PPM شود قابلیت فرآیند به اندازه ای افزایش می یابد که در صورت انتقال میانگین فرآیند در طول زمان بر اساس شرایط تولید،  به اندازه 5/1 سیگما از مقدار اولیه میانگین، تنها 4/3 عیب در هر میلیون واحد تولید شده ایجاد می‌شود و به این ترتیب تولید بدون ایراد تحقق می یابد ( شکل 3). 

 

شکل 3- فرآیتد شش سیگما با انتقال به اندازه 5/1 سیگما

 

ساختار اجرایی شش سیگما

شش سیگما یک کار تیمی بر مبنای پروژه است. متولیان اصلی تیم های پروژه ها عبارتند از:

 

·        پشتیبان (Champions)

افرادی که وظیفه تهیج و معرفی فلسفی و فرهنگی شش سیگما را به عهده دارند. آنها منابع اصلی پروژه های شش سیگما را مهیا می نمایند و چشم انداز پروژه ها را مشخص می نمایند. از دیگزر فعالیتهای آنها بازنگری فعالیتهای پروژه و تصمیم گیری های مالی می باشد.

 

·        کمربند سیاه ارشد ( Master Black Belt)

افرادی که پروژه های جامع شش سیگما را مدیریت فنی و هدایت می کنند .آنها متخصصین روش های تحلیلی و آماری پیشرفته می باشند. آموزش و هدایت کمربند مشکی و کمربند سبزها و هماهنگی بین تیمها از دیگر وظایف این نفرات می باشد.

 

  • کمربند سیاه (Black Belt)

افرادی که پروژه های فنی شش سیگما را رهبری می کنند و برنامه های آموزشی و بهبود استفاده از ابزارهای آماری را  مدیریت می نمایند. این افراد هسته اصلی اجرای پروژه ها می باشند. آموزش و هدایت کمربند سبزها و تیم های پروژهبر عهده آنها می باشد. آنها در روش های حل مساله متخصص می باشند.

 

  • کمربند سبز (Green Belt)

افرادی که روند اجرای پروژه های شش سیگما را رهبری و از مفاهیم و ابزارهای آماری به منظور پیشرفت پروژه استفاده می نمایند. این افراد مسئولیت انجام پروژه، استفاده از روش های حل مساله، همکاری با کمربندهای سیاه ارشد و کمربندهای سیاه در اجرای پروژه و انتقال محدودیت های و مشکلات به مدیران عملیاتی را به عهده دارند.

 

·        اعضا تیم (Team Member)

افرادی که برنامه های مشخص و تعریف شده را به صورت عملیاتی اجرا یا نظارت می نمایند.

 

·        راهبر تیم (Team Member )

شخصی که هماهنگ کننده بین اعضا تیم می باشد. راهبری پروژه را بر عهده دارد. این شخص می تواند کمربند سبز  باشد.

 

 

متدولوژی شش سیگما :

 

شش سیگما اولین بار در شرکت موتورلا در سال 1985 مطرح گردید. این متدولوژی به منظور اندازه گیری نرخ عیوب در فرایندهای تولیدی این شرکت بکار گرفته شد. برای استاندارد کردن کیفیت، موتورلا، مقوله اندازه گیری عیوب را در هر میلیون موقعیت بروز ایراد (DPMO) مطرح کرد. کشف ایرادات (4/3 ایراد در میلیون موقعیت بروز ایراد) هدف شش سیگما می باشد. شش سیگما در 3 سطح  تجارتی، عملیاتی و فرایندی و تحت دو مقوله فرایندهای خدماتی و تولیدی قابل اجرا می باشد. به عبارت ساده، شش سیگما مقوله ایست در جهت ایجاد محصولات یا خدمات بهتر، ارزانتر و سریعتر. در شش سیگما کاهش انحرافات با جدیت دنبال می شود. این انحرافات در نتیجه وجود ایرادات ، خطاهای فرایند یا ریسکهای پنهان  بروز می کنند. با کاهش انحرافات در فرایندها هزینه ها کاهش می یابد در حالیکه محصولات یا خدمات با ارزشتری تولید می شود.

سازمانهایی که مقوله شش سیگما را اجرا کرده اند، سالیانه کمتر از 5٪ از درآمدهای عملیاتی خود را برای از بین بردن و رفع مشکلات صرف می کنند. قابلیت سیگما (δ) یک معیار برای کیفیت فرایند است که مدیران را قادر می سازد تا سازمان خود را با رقبا مقایسه نماید. در جدول 1 تفاوت بین قابلیت 2 سیگما تا 6 سیگما فرایند که به صورت نمایی مشخص است نشان داده شده است.

 

جدول 1- سطوح سیگما و موقعیت بروز ایراد

سطح سیگما

ایراد در هر میلیون موقعیت بروز ( DPMO )

ضریب صحت اولیه کار

2

537,308

1/69٪

3

807,66

3/93٪

4

210,6

4/99٪

5

233

97/99٪

6

4/3

99966/99٪

 

متدولوژی شش سیگما در 5 فاز اجرایی قابل طرح می باشد. این فازها شامل: تعریف، اندازه گیری، آنالیز، بهبود و کنترل می باشند. در ادامه به تشریح کلی هر فاز در متدولوژی شش سیگما پرداخته خواهد شد:

 

1.     فاز تعریف ( فاز شناخت فرایند ) :

در شش سیگما اولین گام، انتخاب و تعریف پروژه می باشد. در فاز تعریف، تیم پروژه مسئول تعیین پروژه های بالقوه، اولویت دهی به آنها و تعریف اهداف می باشند. این امر معمولاً در طول مشخص نمودن موقعیت های بروز ایراد، ارزیابی آنها و اولویت بندی آنها صورت می گیرد. آنچه در این فاز از اهمیت بالایی برخوردار می باشد تشخیص توابع یا معلول های اصلی است که هدف پروژه از آنها نشات می گیرد. به عبارت دیگر اگر تابع f (x) را مجموعی وزنی از توابع yx  و . . . وy1 بنامیم، در فاز تعریف شناسایی y(x) هایی که بیشترین وزن و اهمیت را به خود اختصاص داده اند مورد نظر می باشد. این توابع موارد بحرانی برای کیفیت یا CTQ ها نام دارند. در این فاز تشخیص صحیح اینCTQ  ها مورد نظر می باشد.

 

§        ابزارهای فاز تعریف و تشریح آنها

  1. اطلاعات مالی پروژه (Business case)
  2. منشور پروژه(شامل وضعیت موجود سازمان)
  3. آنالیز سرمایه گذاران
  4. SIPOC و نقشه فرآیند (PROCCESS MAP)
  5. بازده عملیاتی
  6. صدای مشتری
  7. مدل کانو
  8. نمودار درختی( TREE DIAGRAM )

 

 

2.     فاز اندازه گیری ( مستند سازی فرایند ) :

در طول فاز اندازه گیری ، تیم پروژه درک خود را از فرایند مورد مطالعه تصفیه می کنند . و سیستم اندازه گیری خود را اعتبار دهی می نمایند . از طریق تعریف طرح نمونه گیری ، داده های مورد نیاز در خصوص فرایند و آیتم های بحرانی از نظر کیفیت جمع آوری می شوند. در این فاز از طریق تعریف شاخصهای محاسبه برای هر CTQ، سطح سیگمای اولیه پروژه محاسبه می گردد. در عین حال از طریق بکارگیری ابزارهای کیفی مانندFMEA علل ایجاد ( بالقوه / بالفعل) انحرافات برای هر CTQ تحلیل و برنامه های اقدامات اصلاحی جهت برطرف نمودن علل بروز انحراف در فرایندها معین می گردند.

 

§        ابزارهای فاز اندازه گیری

1.      FMEA

2.      ماتریس اولویتها( PRIORITY MATRIX/ QFD)

3.      طبقه بندی داده ها

4.      طرح جمع‌آوری داده

5.      طرح نمونه گیری

6.      فرمهای جمع ‌آوری داده

7.      تجزیه و تحلیل سیستمهای اندازه گیری ( MSA) یا گیج R&R

8.      نمودارهای کنترل

9.      نمودارهای فراوانی

10.  نمودار پارتو ( PARETO DIAGRAM)

11.  نمودارهای سریهای زمانی (Run charts)

12.  قابلیت فرآیند (PROCCESS CAPABILITY)

13.  محاسبه سطح سیگمای فرایند

 

 

3.      فاز آنالیز ( فاز تجزیه تحلیل علل ) :

 

در این فاز یک تفاوت اساسی با فازهای قبلی وجود دارد . از این فاز تمرکز تحلیل بر روی علل بروز انحرافات بالا در فرایند می باشد در صورتیکه در فازهای گذشته تمرکز بر شناسایی و اعتبار دهی معلو ل های اصلی پروژه بوده است . در طول فاز آنالیز تیم پروژه درک عمیق تری نسبت به فرایندها ، علل کلیدی و متغیرهای ورودی بدست می آورند . با پیشرفت پروژه در این فاز علل بالقوه تصفیه می شوند و از طریق جمع آوری داده روی این علل ، اعتبار دهی به اقدامات اصلاحی نتیجه شده از FMEA  صورت می پذیرد. در این فاز از پروژه و به منظور درک بیشتر از اثرات عوامل روی اهداف پروژه و تاثیرات متقابل این عوامل در تعامل با یکدیگر تکنیکهای آماری مورد نیاز می باشند. آزمون فرمها ، آنالیز رگرسیون   ، طراحی آزمایشات ، نمودارهای گردش عملیاتی و آنالیز فعالیتهای دارای ارزش افزوده و بدون ارزش  مواردی هستند که بنا بر ماهیت خاص پروژه مورد استفاده قرار می گیرند.

 

§        ابزارهای فاز آنالیز

1.      دیاگرام وابستگی( در فاز  تعریف توضیح داده شده است)

2.     هیستوگرام

3.      طوفان ذهنی

4.      نمودارهای علت ومعلول

5.      نمودارهای کنترل

6.      فرمهای جمع‌آوری داده

7.      برنامه جمع‌آوری داده

8.      نمودارهای جریان

9.      نمودارهای فراوانی

10.  آزمونهای فرض

11.  نمودار پارتو

12.  تحلیل رگرسیون

13.  طرح آزمایشات

14.  متدولوژی سطح پاسخ

15.  نمونه گیری

16.  نمودارهای پراکنش

17.  نمودارهای فراوانی طبقه بندی شده

4.     فاز بهبود :

در طول فاز بهبود ، تیم پروژه خروجیهیای بحرانی فرایند را بهینه می کنند و راهکارهای قابل اجرا را تولید می کنند . در این فاز لزوم ارزیابی ریسکهای اجرایی راهکارها و اجرای آزمایشی راه حلهای دست یافته مورد نیاز است . اکنون زمان برنامه ریزی جهت اجرای راهکارهایی است که در فاز آنالیز بدان ها رسیده ایم و از اجرای آزمایشی موفق بیرون آمده اند . این برنامه ریزی و کنترل راهکارهای بهبود از طریق نمودارهای گانت برای هر پروژه قابل دستیابی می باشد.

 

§         ابزارهای فاز بهبود

1.      طوفان فکری

2.      اتفاق نظر

3.      ماتریس اولویت ها  برای انتخاب راه حل بهینه

4.      تکنیکهای خلاقیت

5.      جمع‌آوری داده

6.      طرح آزمایشات

7.      نمودارهای جریان

8.      FMEA یا تجزیه و تحلیل شکست و آثار بالقوه آن

9.      آزمونهای فرض

10.  ابزارهای برنامه‌ریزی

11.  تحلیل ذی‌نفعان

 

5.     فاز کنترل ( فاز نمایش فرایند و بهبود مستمر ) :

 

در این فاز تیم پروژه فرایند جدید و پارامترهای لازم را جهت اجرا منتشر می سازد. پرسنل اجرایی و عملیاتی ، فرایند را نمایش می دهند و این اطمینان را حاصل می کند که فرایند در داخل حدود کنترل ، فعال می باشد. فرایند بهینه از طریق استاندارد سازی  ثابت می شود و نتایج به صورت مستمر دنبال و مورد پیگیری می باشند . نمودارهای کنترل مناسب بنا بر ماهیت پروژه مورد استفاده قرار می گیرند .

§   ابزارهای فاز کنترل

1.      نمودارهای کنترل

2.      جمع‌آوری داده

3.      نمودارهای جریان

4.      نمودارهایی که برای مقایسه حالت‌های قبل و بعد از پیاده‌سازی راه‌حل‌ها به کار می‌روند همانند نمودارهای فراوانی ، نمودارهای پارتو و

5.      نمودارهای کنترل کیفیت فرایند

6.      استاندارد سازی

 

امروزه شش سیگما یکی از پویاترین نگرشهای مدیریتی برای بهبود تدریجی فرایندهای اجرایی می باشد . کاهش هزینه ها و بهبود محصولات و خدمات براساس مدیریتی داده گرا و واقعگرا ، یک موفقیت بزرگ برای سازمانهاست . اگر چه لازمه این موفقیت صرف امکانات آموزشی و فرهنگ سازی به صورت گسترده می باشد ، اما موفقیت کسب شده ارزشی والاتر برای سازمان در پی خواهد داشت.

[ ۱۳۸٩/٩/۱۱ ] [ ۸:۳٠ ‎ب.ظ ] [ عباس سادین ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مدیر فنی و کارشناس واحد پلیمر+ مسئول کنترل کیفیت گروه تولیدی نوین بسپار- گروه تولیدی صنعتی انس سامانه پیامک: 09126911494
امکانات وب

كد آهنگ

كد موسيقی